hihi زندگی پر از داستان
این دنیا فقط با داستان زنده است.

عاشقم،
اهل همین کوچه‌ی بن‌بست کـناری
که تو از پنجره‌اش پای به قلب منِ دیوانه نهادی

تو کجا؟
کوچه کجا؟
پنجره‌ی باز کجا؟

من کجا؟
عشق کجا؟...
طاقتِ آغاز کجا؟

تو به لبخند و نگاهی …
منِ دلداده به آهی
بنشستیم،

تو در قلب و
منِ خسته به چاهی

گُنه از کیست؟
از آن پنجره‌ی باز؟
از آن لحظه‌ی آغاز؟
از آن چشمِ گنه‌کار؟
از آن لحظهی دیدار؟

کاش می‌شد گُنهِ پنجره و لحظه و چشمت، همه بر دوش بگیرم
جای آن یک شب مهتاب، تو را تنگ در آغوش بگیرم ..


جمعه 24 مرداد 1393 :: 19:43 :: نويسنده : mnv

درباره وبلاگ

به وبلاگ من خوش آمدید راز این هستی چیست؟ ما چرا آمده ایم؟ کار ما نیست گذر از هستی گذر از آدم ها کار ما شاید پر کردن تنهایی یک دل تنها باشد
پيوندها
نويسندگان
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران