در کار این دنیا چه گفتند؟
گفتند: باید سوخت
گفتند: باید ساخت
گفتیم: باید سوخت،
اما نه با دنیا
که دنیا را!
گفتیم: باید ساخت،
اما نه با دنیا
که دنیا را!
|
hihi زندگی پر از داستان
این دنیا فقط با داستان زنده است.
پیشینیان با ما
در کار این دنیا چه گفتند؟ گفتند: باید سوخت گفتند: باید ساخت گفتیم: باید سوخت، اما نه با دنیا که دنیا را! گفتیم: باید ساخت، اما نه با دنیا که دنیا را! دوشنبه 02 تیر 1393 :: 09:18 :: نويسنده : mnv هر روز به این پای بی خاصیت می گویم
مرا پیش یارم ببر اما ... به محل کار می رسم به محل خرید به محل خواب. یکشنبه 01 تیر 1393 :: 10:12 :: نويسنده : mnv باران خوبی باریده بود و مردمدهکدهی شیوانا به شکرانه نعمت باران و حاصلخیزی مزارع، عصر یک روز آفتابیدر دشت مقابل مدرسه شیوانا جمع شدند و به شادی پرداختند. تعدادی ازشاگردان مدرسه شیوانا هم در کنار او به مردم پراکنده در دشت خیره شدهبودند.
سهشنبه 20 خرداد 1393 :: 09:52 :: نويسنده : mnv خدا مرا از بهشت راند از زمین ترساند
شما مرا از زمین راندید از خدا ترساندید
من اینک در کنار شیطان آرام گرفته ام که نه مرا از خویش می راند و نه از هیچ می ترساند... دوشنبه 19 خرداد 1393 :: 18:18 :: نويسنده : mnv ز بینِ تماشاچیایِ بی کله ی سیرک که تند تند دست می زنن و ریسه می رن، کی می دونه ببرِ بیچاره ای که به ضربِ شلاقِ رام کننده می رقصه شبا خوابِ کدوم جنگلِ سرسبزو می بینه؟ دوشنبه 19 خرداد 1393 :: 18:17 :: نويسنده : mnv همه چیزهای از دست رفته ؛ یک روز برمی گردند !!! اما درست وقتی که ؛ یاد می گیریم بدون آنها زندگی کنیم ... دوشنبه 19 خرداد 1393 :: 18:14 :: نويسنده : mnv من در اتاق یک رئیسی رفتم، کار داشتم. تا در را باز کردم دیدم یک دختری حالا یا دختر یا خانم خیلی خوشگل است. تا در را باز کردم، اوه... چه شکلی! دوشنبه 19 خرداد 1393 :: 17:43 :: نويسنده : mnv چقدر خوب است چهارشنبه 07 خرداد 1393 :: 09:07 :: نويسنده : mnv شهیدی که بر خاک می خفت چهارشنبه 07 خرداد 1393 :: 09:06 :: نويسنده : mnv بر اساس یك داستان واقعی.... یکشنبه 04 خرداد 1393 :: 10:44 :: نويسنده : mnv
درباره وبلاگ به وبلاگ من خوش آمدید راز این هستی چیست؟ ما چرا آمده ایم؟ کار ما نیست گذر از هستی گذر از آدم ها کار ما شاید پر کردن تنهایی یک دل تنها باشد آخرین مطالب آرشيو وبلاگ پيوندها نويسندگان |
||
|
|