hihi زندگی پر از داستان
این دنیا فقط با داستان زنده است.

داستان


نامم را انتخاب کرده بودند پیش از انکه به دنیا بیایم.

تا به دنیا امدم در گوشم اذان گفتند و دینم را انتخاب کردند.

مرا به مدرسه فرستادند تا بیاموزم انچه را که در اینده جامعه به ان نیاز دارد.

مرا به پارک میبردند تا تفریح کنم.

مرا به مهمانی میبردند تا اجتماعی شوم.

و اینگونه مرا بزرگ میکردند تا بزرگ شوم.

وقتی بزرگ شدم مرا به سربازی فرستادند.

از سربازی که برگشتم ، دختر مورد علاقه ام را برایم پیدا کرده بودند!

مرا به سر کار فرستادند تا بتوانم خرج زندگی مشترکم را تامین کنم.

پدر و مادرم که ارزوی داشتن نوه داشتند مرا وادار کردند که بچه دار شوم.

پیش از انکه فرزندم متولد شود ، نامش را انتخاب کردم و زمانی که متولد شد پدرم در گوشش اذان گفت.
سه‌شنبه 29 فروردین 1391 :: 12:40 :: نويسنده : mnv

دوست غریبه یا دشمن غریبه من


سلام دوست غریبه ی من.تویی که مرا نمیشناسی و شاید از من خوشت نیاید. 

سلام 
تو ان سوی دنیا هستی و من این سوی دنیا. بدون مقدمه میگویم 
فکرش را بکن اگر تو از رحم مادر من خارج میشدی و من از رحم مادر تو ان وقت تو این سوی دنیا بودی من انسوی دنیا. 

مرا غسل تعمید میکردند و پدربزرگ تو در گوشت اذان میگفت. 

به تو قصه ی کربلا را میگفتند و به من مصایب مسیح را. 

به تو از سنی ها بد میگفتند و به من از پروتستانها 

به تو میگفتند ان وری ها بی بند و بارند به من میگفتند ان وری ها تروریست 

و من و تو بی انکه بخواهیم از یکدیگر بیزار میشدیم 

پس بی خود رحم هایمان را عوض نکنیم ،که دنیا را دیگران برای ما میسازند
سه‌شنبه 29 فروردین 1391 :: 12:35 :: نويسنده : mnv

همسرم با صدای بلندی کفت : تا کی میخوای سرتو توی اون روزنامه فروکنی؟ میشه بیای و به
دختر جونت بگی غذاشو بخوره؟

روزنامه را به کناری انداختم و بسوی آنها رفتم.

تنها دخترم آوا بنظر وحشت زده می آمد. اشک در چشمهایش پر شده بود.

ظرفی پر از شیر برنج در مقابلش قرار داشت.

آوا دختری زیبا و برای سن خود بسیار باهوش بود.

گلویم رو صاف کردم و ظرف را برداشتم و گفتم، چرا چند تا قاشق گنده نمی خوری؟

فقط بخاطر بابا عزیزم. آوا کمی نرمش نشان داد و با پشت دست اشکهایش را پاک کرد و گفت:

باشه بابا، می خورم، نه فقط چند قاشق، همه شو می خوردم. ولی شما باید.... آوا مکث کرد.

بابا، اگر من تمام این شیر برنج رو بخورم، هرچی خواستم بهم میدی؟

دست کوچک دخترم رو که بطرف من دراز شده بود گرفتم و گفتم، قول میدم. بعد باهاش دست دادم و تعهد کردم.

ناگهان مضطرب شدم. گفتم، آوا، عزیزم، نباید برای خریدن کامپیوتر یا یک چیز گران قیمت اصرار کنی.
بابا از اینجور پولها نداره. باشه؟

نه بابا. من هیچ چیز گران قیمتی نمی خوام.

و با حالتی دردناک تمام شیربرنج رو فرو داد.

در سکوت از دست همسرم و مادرم که بچه رو وادار به خوردن چیزی که دوست نداشت کرده بودن
عصبانی بودم.

 وقتی غذا تمام شد آوا نزد من آمد. انتظار در چشمانش موج میزد.

همه ما به او توجه کرده بودیم. آوا گفت، من می خوام سرمو تیغ بندازم. همین یکشنبه.

تقاضای او همین بود.

همسرم جیغ زد و گفت: وحشتناکه. یک دختر بچه سرشو تیغ بندازه؟ غیرممکنه. نه در خانواده ما. و مادرم با صدای گوشخراشش گفت، فرهنگ ما با این برنامه های تلویزیونی داره کاملا نابود میشه.


گفتم، آوا، عزیزم، چرا یک چیز دیگه نمی خوای؟ ما از دیدن سر تیغ خورده تو غمگین می شیم.
خواهش می کنم، عزیزم، چرا سعی نمی کنی احساس ما رو بفهمی؟

سعی کردم از او خواهش کنم. آوا گفت، بابا، دیدی که خوردن اون شیربرنج چقدر برای من سخت بود؟

آوا اشک می ریخت. و شما بمن قول دادی تا هرچی می خوام بهم بدی. حالا می خوای بزنی زیر قولت؟

حالا نوبت من بود تا خودم رو نشون بدم. گفتم: مرده و قولش.

مادر و همسرم با هم فریاد زدن که، مگر دیوانه شدی؟

آوا، آرزوی تو برآورده میشه.

آوا با سر تراشیده شده صورتی گرد و چشمهای درشت زیبائی پیدا کرده بود .

صبح روز دوشنبه آوا رو به مدرسه بردم. دیدن دختر من با موی تراشیده در میون بقیه شاگردها تماشائی بود. آوا بسوی من برگشت و برایم دست تکان داد. من هم دستی تکان دادم و لبخند زدم.

در همین لحظه پسری از یک اتومبیل بیرون آمد و با صدای بلند آوا را صدا کرد و گفت، آوا، صبر کن تا من بیام.

چیزی که باعث حیرت من شد دیدن سر بدون موی آن پسر بود. با خودم فکر کردم، پس موضوع اینه.

خانمی که از آن اتومبیل بیرون آمده بود بدون آنکه خودش رو معرفی کنه گفت، دختر شما، آوا، واقعا
فوق العاده ست. و در ادامه گفت، پسری که داره با دختر شما میره پسر منه.


اون سرطان خون داره. زن مکث کرد تا صدای هق هق خودش رو خفه کنه. در تمام ماه گذشته هریش نتونست به مدرسه بیاد. بر اثر عوارض جانبی شیمی درمانی تمام موهاشو از دست داده.


نمی خواست به مدرسه برگرده. آخه می ترسید هم کلاسی هاش بدون اینکه قصدی داشته باشن
مسخره ش کنن .

آوا هفته پیش اون رو دید و بهش قول داد که ترتیب مسئله اذیت کردن بچه ها رو بده. اما، حتی فکرشو هم
نمی کردم که اون موهای زیباشو فدای پسر من کنه .

آقا، شما و همسرتون از بنده های محبوب خداوند هستین که دختری با چنین روح بزرگی دارین.

سر جام خشک شده بودم. و... شروع کردم به گریستن. فرشته کوچولوی من، تو بمن درس دادی که فهمیدم عشق واقعی یعنی چی؟

خوشبخت ترین مردم در روی این کره خاکی کسانی نیستن که آنجور که می خوان زندگی می کنن. آنها کسانی هستن که خواسته های خودشون رو بخاطر کسانی که دوستشون دارن تغییر میدن.


 

دوشنبه 28 فروردین 1391 :: 18:21 :: نويسنده : mnv

 

روزی پسر بچه ای در خیابان سكه ای یك سنتی پیدا كرد . او از پیدا كردن این پول ،آن هم بدون هیچ زحمتی ، خیلی ذوق زده شده . این تجربه باعث شد كه بقیه روزها هم با چشمهای باز ، سرش را به سمت پایین بگیرد ( به دنبال گنج ) !!! او در مدت زندگیش ، 296 سكه 1 سنتی ، 48 سكه 5 سنتی ، 19 سكه 10 سنتی ، 16 سكه 25 سنتی ، 2 سكه نیم دلاری و یك اسكناس مچاله شده 1 دلاری پیدا كرد . یعنی در مجموع 13 دلار و 26 سنت . در برابر به دست آوردن این 13 دلار و 26 سنت ، او زیبایی دل انگیز 31369 طلوع خورشید ، درخشش 157 رنگین كمان و منظره درختان افرا در سرمای پاییز را از دست داد . او هیچ گاه حركت ابرهای سفید را بر فراز آسمان ، در حالی كه از شكلی به شكل دیگر در می آمدند ، ندید . پرندگان در حال پرواز ، درخشش خورشید و لبخند هزاران رهگذر ، هرگز جزئی از خاطرات او نشد


 

دوشنبه 28 فروردین 1391 :: 18:14 :: نويسنده : mnv


 

بيماري هاي رواني از بدو پيدايش بشر وجود داشته و هيچ فردي، از هيچ طبقه اقتصادي ـ اجتماعي خاصي، در مقابل آن ها مصونيت نداشته و خطري است که بشر را مرتبا تهديد مي‌کند. خوشبختانه نهضت بهداشت رواني در نيم قرن اخير، افکار غلط و خرافات در مورد اين بيماري ها را کنار گذاشته و نشان داده که اوّلا بيماري هاي رواني، قابل پيشگيري بوده و ثانيا در صورتي‌كه مانند ساير بيماري ها به موقع تشخيص داده و تحت درمان قرار گيرند به همان نسبت از مزمن شدن و عوارض آن ها کاسته خواهد شد. در راستاي همين ايده, بهداشت رواني که جزئي از بهداشت عمومي محسوب مي شود به پيگيري موارد زير مي پردازد:


 

·        افزايش سطح بهداشت رواني از طريق ارتقاء آگاهي هاي جامعه در مورد بيماري هاي رواني


 

·        شناسايي و تشخيص زودرس اختلالات رواني و درمان آن ها


 

·        پيشگيري از عوارض و عود بيماري و توانبخشي بيماران


 

·        پيشگيري از بروز بيماري هاي رواني از طريق پيشگيري و درمان بيماري هاي جسمي


 



ادامه مطلب ...
یکشنبه 27 فروردین 1391 :: 18:33 :: نويسنده : mnv

برگرفته از سلامت نیوز: کمبود آهن و کم خونی مشکل بسیاری از زنان دنیاست، در نتیجه مصرف گوشت، ماهی و غذاهای دارای ویتامین C به جذب آهن در بدن کمک می‌کند.

همچنین چای، قهوه و مقدار زیاد محصولات لبنی هنگامی که همراه با غذاهای آهن دار مصرف شوند موجب کاهش جذب آن در بدن زنان می‌شود.

مراحل مختلف زندگی مانند بارداری، شیر دهی و دوران یائسگی بر وزن زنان تاثیر دارد، بنابراین برنامه غذایی مناسب با فعالیت‌های ورزشی به زنان کمک می‌کند تا وزن خود را در محدوده سلامتی حفظ کنند


و این امر کاهش مشکلات قلبی و سرطان سینه را نیز به همراه دارد.

کمبود آهن و کم خونی مشکل بسیاری از زنان دنیاست، در نتیجه مصرف گوشت، ماهی و غذاهای دارای ویتامین C به جذب آهن در بدن کمک می‌کند.


همچنین چای، قهوه و مقدار زیاد محصولات لبنی هنگامی که همراه با غذاهای آهن دار مصرف شوند موجب کاهش جذب آن در بدن زنان می‌شود.


پزشکان توصیه می‌کنند زنان در برنامه غذایی خود باید بیشتر از میوه‌ها و سبزیجات، غلات و گوشت‌های کم چرب مثل مرغ، ماهی و لبنیات کم چرب استفاده کنند. کاهش چگالی استخوان و استئوپروز مشکل عمده زنان بعد از یائسگی است.

کم شدن هورمون استروژن موجب کاهش مقدار کلسیم در استخوان‌ها، از دست رفتن استحکام آن‌ها، پیدایش استئوپروز یا پوکی استخوان و افزایش شکستگی‌های استخوانی می‌شود. در این دوران باید از مواد غذایی سرشار از ویتامین D استفاده کرد.


لبنیات، حبوبات، کنجد و مغز‌ها دارای کلسیم هستند. همچنین ویتامین D از تخم مرغ، روغن ماهی و در معرض نور خورشید قرار گرفتن فراهم می‌شود. مواد مغذی که در میوه‌ها، سبزیجات و بعضی نوشیدنی‌ها مانند چای وجود دارد موجب به تاخییر انداختن پیری می‌شوند

 

و در ضمن نقش مهمی در حفظ سلامت و ظاهر زیبای پوست، مو، چشم‌ها، لثه‌ها وناخن‌ها دارد. مواد غذایی مانند دانه سویا و فراورده‌های آن، نخود، گیلاس، آلبالو، جو و کنجد نیز موجب کاهش خطر بروز سرطان سینه و کم شدن کلسترول خون می‌شوند.

 

 

یکشنبه 27 فروردین 1391 :: 12:07 :: نويسنده : mnv

رمانتیک باشید

• گاهی اوقات من یک پیام عاشقانه برای همسرم روی میز صبحانه اش می نویسم. مخصوصا روز ولنتاین با برش های نان روی میز صبحانه علاقه ام را به او نشان میدهم. او با دیدن این پیام عاشقانه لبخندی بر لبانش می نشیند.

• هرچندوقت یکبار روی یک کارت برایش می نویسم که چقدر دوستش دارم و از او تشکر می کنم که قبل از اینکه بخوابد آن را بخواند.

• همسر من، گاهی اوقات به ماموریت کاری می رود و وقتی که برمی گردد، به او هدیه کوچکی می دهم. هدیه را روی میز آشپزخانه می گذارم و منتظر می مانم  تا متوجه اش شود. هدیه ای که برایش تهیه می کنم می تواند عطر مورد علاقه اش، گل طبیعی، یا حتی یک تکه وسیله زینتی که خودم درستش کردم باشد.

•  من گاهی اوقات نوشته های عاشقانه، را در کشوی لباسهای همسرم می گذارم. او هرگز نمی تواند پیش بینی کند که دفعه بعد چه چیزی خواهد دید. او بعد از دیدن نوشته های من آن را بر می دارد و می داند که کار من است.

• من روی آینه برای همسرم می نویسم دوستت دارم تا هروقت سراغ آینه رفت آن را ببیند.

زندگی را راحت بگیرید

• شوهر من هر شب خمیردندان را روی مسواکم می ریزد و روی سینک می گذارد. او بهترین شوهر دنیا است.

• من لیست کانال های تلویزیون را به ترتیب علائق شوهرم تنظیم می کنم. مثلا اول کانالی که بیشتر فیلم پخش می کند و سپس کانال ورزشی. چون می دانم که او به این دو شبکه علاقه دارد البته این موضوع را به او نمی گویم. زمانی که کنترل تلویزیون را دستش گرفت کاملا سورپریز می شود.

• قبل از اینکه شوهرم سرکار برود، میز صبحانه را آماده می کند. برای یک مرد، این واقعا قدم بزرگی است.

•  شوهر من هر روز صبح زود بیدار می شود. با وجود اینکه کارش ساعت ۹ شروع می شود و می توانید دیرتر از من بیدار شود اما اینگونه نیست. وقتی که من آماده شدم، همسرم سه فرزندمان را به سمت ماشینش می برد تا آنها را برساند. برای من این کار بهترین روش است که نشان می دهد او همه ما را عاشقانه دوست دارد.

قدردانی تان را نشان دهید

• وقتی که من و همسرم با دوستانمان بیرون می رویم من واقعا به خودمان افتخار می کنم حتی اگر او درمورد چیزهای کوچکی از من صحبت کند.

•  هر روز صبح قبل از اینکه من از خواب بیدار شوم، همسرم دو عدد حوله تمیز برایم آماده می کند تا وقتی که حمام رفتم حوله ام آماده باشد. یک حوله بزرگ برای بدنم و یک حوله کوچکتر برای موهایم.

با در آغوش گرفتن همسرتان از او تشکر و قدردانی کنید

•  اولین اعتراضی که بیشتر از بقیه از مردان می شنویم این است که آنها می گویند ما برای کاری که انجام می دهیم قدردانی نمی شویم. دفعه بعد که شوهرتان برای بردن زباله ها به بیرون از خانه رفت برای ۳۰ ثانیه هم که شده او را در آغوش بگیرید و از او قدردانی کنید. مردان فوق العاده تحت تاثیر این روش قرار میگیرند.

• زمستان ها موقع صبح، من ماشین شوهرم را استارت می زنم تا زمانی که می خواهد سرکار برود ماشینش گرم شده باشد.

نشانه های عشق و صمیمیت را از خودتان به جا بگذارید

• صفحه موبایل همسرتان را عوض کنید تا هروقت به گوشی اش نگاه کرد جمله دوستت دارم را بخواند.

• من و همسرم ایمیل های کوتاهی برای همدیگر می فرستیم تا به همدیگر نشان دهیم که در هر لحظه چه حسی نسبت به یکدیگر داریم. یکبار او برای من نوشت: آهنگ یک خواننده مرا یاد تو می اندازد. حالا هرموقع که من آن را گوش می کنم متوجه می شوم چقدرشوهرم مرا دوست دارد.

•  شوهر من ساعت ۵:۳۰ صبح بیدار می شود، اما شب قبل لباسهایش را از داخل کمد و کشویش بیرون می آورد تا صدای باز و بسته شدن آنها مرا بیدار و اذیت نکند. به نظر شما این عشق نیست؟!

یک پیام رمزدار بفرستید

• روی دیوار هال تا دیوار اتاق خواب نوشته ای دنباله دار برای همسرتان بنویسید.

• هر روز صبح که شوهرم سر کار می رود سه بار برایم بوق می زند. با این کار به من نشان می دهد که دوستت دارم.

یکشنبه 27 فروردین 1391 :: 12:03 :: نويسنده : mnv
نوشتم عشق برایم قباله
بفرستد

قباله گر که
ندارد، حواله بفرستد

حواله را ندهد دست هر کس و
ناکس

حواله را بدهد دست
ژاله بفرستد

باقیش تو ادامه

نوشتم عشق برایم قباله
بفرستد

قباله گر که
ندارد، حواله بفرستد
حواله
را ندهد دست هر کس و ناکس

حواله را بدهد دست ژاله بفرستد

که عشق چک بکشد، ضامنم شود در
بانک

سه چار میلیون وام
جعاله بفرستد

برای رفع و رجوع کثیف کاری
هام

عنایتی بکند، باز
ماله بفرستد

برای آنکه نیفتم به چاه
خودخواهی

نوشتم عشق سر
راه چاله بفرستد

برای امنیتم یک محافظ
گنده

برای دور سرم نیز
هاله بفرستد

اگرچه امر مهم پاستوریزه بودنش
است

پگاه نفرستد، دوغ
کاله بفرستد

نوشتم عمه کتک می زند، جنون
دارد

بجای عمه مرا نزد
خاله بفرستد

دو ماه بعد فراخوان کنگره ست، لذا

نوشتم عشق برایم مقاله
بفرستد.

 

 

یکشنبه 27 فروردین 1391 :: 12:00 :: نويسنده : mnv

چگونه جذاب فریبنده و دلربا باشیم؟

فریبندگی یعنی اینکه بتوانید دیگران را بسوی خود جذب کنید این خصلت اخلاقی به مرور زمان بدست می آید
از آنجایی که هریک از افراد در زمان تولد با میزان مختلفی جذابیت پا به این دنیا می گذارند می توان گفتد که درصد بسیار زیادی از جذابیت اکتسابی است و با کمی تمرین به راحتی قابل دسترسی خواهد بود مانند رقصیدن هرچه بیشتر تلاش کنید موفق تر خواهید بود
مراحل

1- طرز ایستادن خود را تصحیح کنید
اگر سرایط بدنی شما در حد مطلوب قرار داشته باشد،گویای این مطلب است که یک فرد با اعتماد بنفس بالا هستید،حتی اگر از درونتان هم یک چنین احساسی نداشته باشید در زمان راه رفتن باید محکم و ثابت قدم بردارید.کمرتان کاملا صاف باشد و شانه ها به سمت عقب گرایش داشته باشند شاید در ابتدا زمانیکه یک چنین وضعیتی را تمرین کنید برایتان کمی عجیب و دشوار باشد اما پس از سپری شدن چند روز به آن عادت پیدا میکنی.

2-ماهیچه های صورت را رها کنید
سعی کنید ماهیچه های صورتتان را رها کنید تا صورت حالت طبیعی و دل پذیر خود را داشته باشد با این چهره می توانید روبه دنیا کنید و به همگان بگوید که از هیچ نمی هراسید

3- ارتباط برقرا کنید
هنگامیکه با فرد دیگری روبرو می شوید با چشم های خود با او ارتباط بر قرار کنید سرتان را به نشانه تایید تکان دهید لبخند بزنید و شادی خود را به او انتقال دهید اصلا نگران عکس العمل فرد مقابل نباشد و البته باید به یاد داشته باشید کعه در این کار زیاده روی نکنید

4- نام افراد را به خاطر بسپارید
رمانیکه برای اولین بار کسی را ملاقات میکنید سعی کنید که نام او را بخاطر بسپارید این کار برای خیلی از افراد دشوار است زمانیکه نامشان را می گویند آنرا چندین مرتبه با خود تکرار کنید تا نامشان در ذهنتان با قی بماند

5- به دیگران علاقه مند باشید
اگر شما یکی از آشنایان قدیمی را ملاقات کردید و به عنوان مثال یک همکار یا همکلاسی دوست یکی از دوستان و ...... در مورد خانواده و علاقه مندی های جدید آنها سوالاتی مطرح کنید.اسم افراد نزدیک به آنها را بپرسید و به خاطر بسپارید

 

جمعه 25 فروردین 1391 :: 14:40 :: نويسنده : mnv

 

 

۱- پوست از آب ولرم خوشش می آید. ممکن است پس از یک دوش آب گرم حس عالی ای داشته باشید، اما رطوبت آن باعث پوسته شدن و زبری پوست شما می شود. به جای گرفتن دوش آب گرم، پوست خود را لطیف نگه دارید.

۲- هر روز پوست خود را مرطوب کنید. پوستی که آب کافی داشته باشد، نرم است، به خصوص در زمستان هنگامیکه هوا خشک است و دمای هوا پوست را به سرعت خشک می کند. هر گاه پوست شما خیس می شود، از کرمهای مرطوب کننده استفاده کنید. مثلاً: پس از شستن دستان، پس از حمام، حتی در روزهای برفی.

۳- یک لوسیون لطیف بدن را امتحان کنید: اگر پوست خود را مرطوب می کنید، به دنبال لوسیونی باشید که حاوی مواد اولیه لطیفی مانند سالسیلیک یا اسیدهای هیدروکسی آلفا باشد. دو نوع محصول به شما پیشنهاد می کنیم: لوسیون بدن نرم کننده پوست نیوترژناو مرطوب کننده جرجنز.

۴- از جورابهای خود به عنوان سلاحی پنهان استفاده کنید: سلاح نرم پنهان. پاهای شما ممکن است در زمستان ترک خورده، زبر و خشک بشوند. هنگامیکه به خانه می رسید و کفشها و جورابهای خود را در می آورید، یک کرم پا به پاهای خود بمالید. سپس جورابهای خود را عوض کنید. گرمای جوراب به لوسیون کمک می کند تا به کف پا نفوذ کرده و به راحتی آن را نرم کند.

۵- همیشه اصلاح کنید: چه باور داشته باشید چه نداشته باشید، اصلاح روزانه (حتی در زمستان که همیشه نیاز نیست) به پوست کمک می کند تا نرم بماند. زیرا یک لایه از سلولهای خشک و مرده پوست را از بین می برد و سلولهای نرمتر و سالمتر پدیدار می شوند. بهتر است حداقل هفته ای دوبار ریش تراش خود را به کار بیاندازید.

۶- از دستان خود محافظت کنید: هرگاه بیرون می روید دستکش بپوشید. هوای سرد و یخبندان، رطوبت پوست شما را می کشد و باعث ترک خوردگی و خشکی دستان و بشره ی پوست شما می شود .

۷- استفاده از لوسیون صورت (آ اچ آ) را شروع کنید. این محصولات برای نرم و لطیف کردن پوست صورت عالی هستند. در ابتدای مصرف ممکن است دچار پوسته پوسته شدن بشوید بنابراین پیش از مصرف رژیم غذایی نگیرید.

۸- از شوینده های خوشبو استفاده کنید: برای اینکه هر قسمت از بدنتان مانند سینه وگردن، پشت و آرنجهای خود را نرم کنید، از شامپو بدن هایی استفاده کنید که موجب شوند سلولهای مرده ی پوست در قسمت های پوست انداخته ی بدن از بین رفته و لطافت دلپذیری به پوست شما بدهد تا جذابیت آن بیشتر شود. یکی از این محصولات: پولیش پومگرانت است.

۹- مراقب صابون های قالبی زبر باشید: صابون هایی که اغلب در مکانهای عمومی یا دستشویی ها یافت می شوند حاوی مواد پاک کننده زبری هستند که پوست را خشک می کنند، همین مواد در اسپری های خوشبو کننده بدن نیز بکار می روند. به جای آن از پاک کننده های ملایم ( که یک شیشه کوچک آن را همیشه در کیف دستی خود می توانید حمل کنید ) مانند ستافیل یا شامپو بدن مرطوب کننده داو استفاده کنید.

۱۰- کوتیکول یا بشره ی پوست خود را درمان کنید. کوتیکولها اولین مناطق بدن هستند که خشک و پوسته پوسته شده و می خارند که می توان در یک بعدازظهرعاشقانه که همسرتان می آید تا دستان شما را بگیرد، یک اسفنج تر روی آن گذاشت. برای مبارزه با این مشکل و برگرداندن رطوبت از دست رفته، از یک کرم دست روزانه استفاده کنید. یکی از آنهایی که می توانید امتحان کنید: حلال ناخن هایدی است

پنج‌شنبه 24 فروردین 1391 :: 08:38 :: نويسنده : mnv
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران