hihi زندگی پر از داستان
این دنیا فقط با داستان زنده است.

قلم.....

قلم.این رفیق تنهایی من،چون من جانی دارد.

مرکب در کالبد لاغرش چون خون من است

در پیکر خاکی ام که پیوسته می جوشد واشتیاق

شکفتن بر سفیدی کاغذ دارد.

 

 

نجوا......

کسی را نمییابم تا برایش از غم ها و درد هایم بگویم

و دلتنگی هایمرا برایش زمزمه کنم.

کسی را نمییابم تا لحظه ای هرچند کوتاه سر بر شانه اش بگذارم

و تمام بی کسیهایم را به دست فراموشی بسپارم.

دلی را نمییابم که یکرنگی اش دلگرمی ام بدهد و هیچ گوش شنوایی

را نمی یابمتا تنهایی ام را برایش نجوا کنم.

ای خدای بزرگمرا در این تنهایی در یاب

 

 

من تنهایم آیاکسی فریاد مرا می شنود؟

 


چهارشنبه 20 اردیبهشت 1391 :: 09:32 :: نويسنده : mnv

درباره وبلاگ

به وبلاگ من خوش آمدید راز این هستی چیست؟ ما چرا آمده ایم؟ کار ما نیست گذر از هستی گذر از آدم ها کار ما شاید پر کردن تنهایی یک دل تنها باشد
پيوندها
نويسندگان

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
$captcha_html
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا